قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3

تاريخ الفي ( فارسى )

تبريزى « 1 » از شاه طهماسب دريافت مىدارند ، اگر بزرگداشت و تكريم شعر و شاعرى نيست پس چيست ؟ استاد احمد گلچين معانى نمونه‌هايى را از صلات و جوايزى كه شاهان صفوى ( از شاه اسماعيل اوّل تا شاه سلطان حسين ) به شاعران پارسىگوى پرداخته‌اند و بدين‌طريق حمايت و پشتيبانى خود را از آنان نشان داده‌اند ، در مقدمهء كتاب كاروان هند آورده‌اند كه ما را از تكرار آن بىنياز مىكند . در خصوص ارتباط فرهنگى و معنوى ايران و هند اسلامى و شدّت علاقهء ايرانيان به گسترش و غناى فرهنگ ملّى خويش از طريق ارباب هنر و ادب هند ، در كتب تاريخى ، ادبى ، تذكره‌ها و غيره مطالب بسيارى نوشته شده است . « 2 » براى اينكه در اين باب سخن به درازا نكشد تنها اشارتى مىكنيم به داستان برزويهء طبيب و رفتن او به هندوستان در طلب كتاب بيدپاى ( - كليله و دمنه ) كه خود بيانگر شوق و علاقه‌اى است كه ايرانيان به كتب دانش هندى و افزودن آن به گنجينه‌هاى فرهنگ ملّى خود داشته‌اند ؛ « 3 » و نيز داستان همدلى و همنوايى برادرزادگانى كه پس از سالها دورى از يكديگر با شنيدن نواى « سرود كهن خانوادگى و ترانهء نياكانى » « 4 » نزديكى و دوستى را جايگزين پريشانى و دورى مىكنند . اوج شكوفايى فرهنگ و ادب فارسى در دورهء گوركانيان هند مقارن با دوران پنجاه سالهء پادشاهى اكبر شاه است ( 946 - 1014 ه . ق . ) كه بحقّ ويل دورانت آن دوره را با دوران پادشاهى آشوكا ، « 5 » امپراتور بزرگ هند ( 273 - 232 ق . م . ) ، مقايسه كرده است . « 6 » بديهى است مطرح كردن دوران اكبرى به عنوان شكوفاترين ادوار رشد و تعميم زبان و ادبيات فارسى در شبه قاره دليل بر انكار رشد و شكوفايى زبان و ادبيات فارسى در دوران بابرى ، همايونى ، و جهانگيرى نيست . « 7 » تاريخ به ما مىگويد بابر علاوه بر اينكه خود اهل فضل و

--> ( 1 ) . احمد رازى ، هفت اقليم ، ج 3 ، ص 247 . ( 2 ) . از جمله ؛ - جواهر لعل نهرو ، كشف هند ؛ على اصغر حكمت ، سرزمين هند ؛ شبلى ، ترجمهء شعر العجم ، ج 3 ؛ سيد عليرضا نقوى ، تذكره‌نويسى در هند و پاكستان ؛ مقدّمه ديوانهاى چاپى عرفى شيرازى ، صائب تبريزى ، كليم همدانى ، طالب آملى ، و سليم تهرانى . ( 3 ) . پرويز ناتل خانلرى ، مقدّمه بر تذكره‌نويسى در هند و پاكستان ، ص 14 . ( 4 ) . على اصغر حكمت ، پيشين ، ص ه . ق . ( 5 ) . سوّمين پادشاه سلسلهء موريا كه بعد از اسكندر در افغانستان ، بلوچستان ، پنجاب ، سند ، و بخشى از هند حكومت كردند . آشوكا در سال دويست و شصت قبل از ميلاد دين بودايى را پذيرفت و آن را در هند و شرق ايران رواج داد و در كتيبه‌اى كه داراى چهارده ستون است تمام مردم كشور خود را به آيين بودا فراخواند . ( 6 ) . ويل دورانت ، تاريخ تمدن ، ج 1 مشرق‌زمين گاهوارهء تمدن ، ص 453 . ( 7 ) . شاهان تيمورى هندوستان ، از بنيانگذار آن سلسله تا واپسين حكمران ، جملگى نه تنها شعر و ادب فارسى را ترويج مىكردند بلكه خود در آن رشته درس و هنر آموختند و به تشويق گويندگان و نويسندگان فارسى پرداختند .